صفات خدا
جداست ذاتِ خدا از شئ نبوَد چیزی جدا از وی
نه به ترتیب و عدد حَیّ نه شده زاده ندارد رگ و پی
گفتم به تو از حقیقت و حال و آیه ی اَلکبیر و المُتعال
بی امرش قیامتی نشود بی اِذنَش شیئی پیدا نشود
آن روز همگی ساکت و صامت از خوفِ خدا ترس قیامت
صد بار درود بر احمد و آل و آیه ی الکبیر والمُتعال
ذرّات همگی در ذِکرش تو آدمی و نکنی فِکرش
فلَک ها برپاست زِ عِشقش افلاک زِ امرَش در گردش
گفتم به تو از حقیقت و حال و آیه ی اَلکبیر و المُتعال
نکنم مدحِ کسی جز احمد و آل گفتم به تو از حقیقت و حال
شده عالَمی زِ رُخش به کمال به دلم مَنه زِ غصّه مَلال
گر بُرهانم است زِ ضلال تو نَما همه رزقِ من زِ حَلال
به تو گفتم از حقیقت و حال والله والکبیرُ والمُتعال
رسدَم زِ غیبِ تو این ندا که زِ قامتَش قیامتِ ما
به رَهَش اگر گَر بشَویم همگی به فِدا چه خوش است و بَر سعادتِ ما
به تو گفتم از حقیقت و حال والله والکبیرُ والمُتعال
باشد زِ عِلم به همه دانا ندارد چشم اما به همه بینا
ممکن شده از واجب پیدا ظاهر نشوَد ذاتِ خدا
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر و المُتعال
قدرت نبوَد زِ قدرتش بالا قادر به همه، به همه دانا
همه شیئی زِ قدرتش سَرپا عالَم همه در ذاتش شده لا
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر و المُتعال
صورت نبَسته بود به رَحِم حاضر بوَد علی آن دَم
از اِذنِ خدا امرَش جاری همه دَم بی اِذنَش به پا نَشده عالَم
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر و المُتعال
هر برگ فرو ریزد زِ درخت هر کس رود به بهشت یا به کنِشت
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر و المُتعال
هر شیئی چه خوب و چه زشت هرگز بی امضای علی نگذَشت
صد بار درود بر احمد و آل والله وَالکبیر وَ المُتعال
هستی نبوَد جز یک ذات ظاهر نشوَد جُز به صِفات
یک وجود و این همه آیات همه بَرُّ و بَحر و جمله جَهات
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر وَ المُتعال
ظاهر شود از همه اَرض و سما گردد به عدَم نشود پیدا
پنهان زِ همه به همه پیدا شده زِ عشق او همگی شیدا
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر و المُتعال
زِ پیش شده ام چو سراسیمه همه جا پیدا، نشوَد دیده
اَگرَت شوقی زِ لِقای اوست زِ دلت تو بِجویی ای دوست
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر وَ المُتعال
چون ذاتِ خدا ندارد حَد بوده به ازَل باشد به ابَد
شبیهُ مِثلی ندارد سَرمَد تو بِکن زِ جستجو وَ حَمد
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر و المُتعال
باشد محیط در همه حال وجود با ممکن، اَمرِ مَحال
جز ذاتِ او همگی کِثرت کِثرت را با ذات نبوَد نسبت
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر و المُتعال
زِ نقطه شده عالَمی به کمال نکته است ولایتِ علی دیگر آل
عالَم همه نقش است و نِگار همگی به امرِ خدا ناچار
صد بار درود بر احمد و آل وَالله وَالکبیر وَ المُتعال
دیوان شهید صفحات 28, 29و 30
توسط : شهید علی طاهریان